مسيح ذبيحى
120
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
و در آنجا مدفون گرديد ، عطرّ اللّه مضجعه الشريف . العالم العليم و النحرير الافخم الآخوند ملّا محمّد بن زلف على الاستر آبادى طاب ثراه در مقدّمات كامل و در علم حكمت و كلام مخصوصا فاضل بود عمر شريف خود را در فنون علم حكمت صرف نموده بود . تدريسش منحصر بود به همين دو علم . بسيار حريص و ولوع بود در تحرير مطالب حكميه . كتب بسيار جمع نموده بود و حواشى بسيار از افكار خود را بر آنها نوشته ليكن بسيار شديد الغضب بود . بر تلامذه در مجلس درس بغيظ و طيش غالبا حركت مىفرمود . وقتى از اوقات كتاب شوارق بسيار خوش خط از جد مرقوم مسود اوراق عاريه گرفته بود و به جهت اصحاب و جلساء مجلس درس از آن كتاب درس مىفرمود . زوجهاش در حياط مدرس آمده از ضروريات خانه چيزى جزئى به او اظهار كرد كه در خانه نيست . بر سبيل تغيّر جواب به او گفته در ثانى زوجهء آن جناب در مقام ردّ جواب متغيّرانه با او سخن گفت . مولانا از حال طبيعى بيرون رفت همان كتاب شوارق را سلاح خود قرار داده به جانب او انداخت كه بر او صدمه زند . كتاب مزبور در حوض بيفتاد و فاسد گرديد . چون خبر به صاحب كتاب مستطاب كه جد بزرگوار مسوّد اوراق است رسيد بسيار افسرده خاطر گرديد . در ثانى شوارقى ديگر تحرير / 158 / فرمود . در آخر اين نسخهء جديده كيفيت آن را به عبارت رشيقه عربيه نقل و حكايت كرد و به همين تقريب حكايت شستن زوجهء مرحوم علّامه حلّى كه مادر فخر المحقّقين است قواعد علّامه را به جهت آنكه بر سبيل افتراء به او گفته بودند كه علّامه زوجه اختيار كرده است در كربلا درج نمود و با انحصار نسخهء علّامه به همان يك نسخه كه مسوّده بود و هنوز از روى آن استنساخ نسخهء ديگر نشده بود معلوم است كه چه قدر تأثير مىكند . چون علّامه عليه الرحمة از او سؤال كرد كه چرا چنين كردى در جواب عرض كرده بود كه خرّبت القواعد خرّبت القواعد ، همه را ذكر فرموده و اين نسخه قواعد كه الآن در دست علماء مجتهدين است نسخهء ديگرى جديد است كه تصنيف فرموده است ، رحم اللّه معشر الماضين و رفع مقامهم فى اعلى عليّين .